احمد منزوى

1611

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )

جنگ‌نامهء حضرت محمد : جنگ‌نامهء زقوم شاه ( - هف 1 / 307 ) . جنگ‌نامهء خامس آل عبا . گويا از شعاع . سرودهء 1170 ق . به گواهى دو بيتى كه در پايان آن آمده : خدايا اگر هست تاب قبول * - عطا كن جنانش شعاع وصول - شعاعش به عرش الهى رسد * - ز مه پرتوش تا به ماهى رسد . رويداد كربلا در قالب مثنوى در بحر متقارب ، در 2000 « بيت » . آغاز : به نام خداوند بسيار بخش * - خردبخش دين بخش ديناربخش - همه كار دنيا و دين كردگار * - از اين هر سه نعمت نمود آشكار . نسخه‌ها 4 / 2748 ( 1 نسخه ) ؛ برگل 2 / 941 ؛ مجلس 8 / 55 ش 2342 . جنگ‌نامهء خيبر : جنگ خيبر . ترابى ، مهدى . حماسهء دينى . كشمير يونيورستى 68 ( - جنگ خيبر ، غزاى فتح خيبر ) . جنگ‌نامهء زقوم شاه - جنگ‌نامهء محمد مصطفى . جنگ‌نامهء زقوم شاه . ترجمهء پشتويى آن ( - بالا ) از ابراهيم . ترجمه‌ها 357 . جنگ‌نامهء شاه مردان على . ن . ( يكى نيستند ) - بخش داستان‌ها 1 / 307 . بيفزاييد : مشترك 6 / 1373 داستان « شاه مردان على » ، همانجا 6 / 1172 « جنگ‌نامهء على باسهل دختر پادشاه فضل » كه نادرست نام « مسهل » آمده است ؛ برگل 2 / 1024 ( 9 نسخه ) « جنگ‌نامهء شاه مردان على » يا « قصهء شير مردان على مرتضى » . يزد ، شيروانى 5 / 1629 به نثر ؛ ايوانف 331 « جنگ‌نامهء على مرتضى » ، 911 « جنگ‌نامهء على » ، 1739 جنگ باسهل . جنگ‌نامهء على و ابو جهل . عباد اللّه نسب شيخ محمد از تالقان . حماسهء دينى منظوم ، به روش سنى . آغاز : به نام خداوند پروردگار * - كريم خطابخش آمرزگار . نشريه 8 / 6 . جنگ‌نامهء محمد امين . رام چند ( سرودهء 1083 / 2 - 1673 م ) . در پايان آن آمده است : ز تاريخ سنه چو پرسى ز من * - ثمانين و سه ، الف بود سن - ز ماه محرم بروز نخست * - به باغ جنان چو گل تازه رست - به من گفت هاتف كه اى « رام چند » * - تو اين قصه را نظم كن دلپسند . آغاز : زهى قدرت پاك پروردگار * - كه در كن فكن كرد جهان آشكار - سما تا سمك اين همه خشك و تر * - به يك طرفة العين شد جلوه‌گر . مشترك 7 / 925 ( 1 نسخه ) . جنگ‌نامهء محمد حنفيه . شيخ سعدى ( ؟ ) مشترك 10 / 311 ( نامش ) ؛ خضر نوشاهى 390 . جنگ‌نامهء محمد حنفيه . طرطوسى ، ابو طاهر على . مشترك 6 / 944 « ابو مسلم‌نامهء » او . عباسى 1 / 774 . جنگ‌نامهء محمد حنفيه - جنگ‌نامهء امير المؤمنين . جنگ‌نامهء محمد مصطفى : جنگ‌نامهء زقوم شاه . ن . ( نيز - هف 1 / 307 ، 308 ) . حماسه‌ى دينىست . يكى نيستند . يكى از آنها : روزى پيامبر ( ص ) و ياران وى نشسته بودند كه جبرائيل بيامد . سلام گفت و ، كه پادشاهى است و حصارى